می دانی ,
حتی فاصله ها هم رقیب تو نیستند ...
بر عکس من برای تو ...
نوشته شده در Wed 19 Nov 2008ساعت 10 PM توسط نیمهی پنهان|
|
چشمامو بستم تا نبینم نادیدنی ها رو ...
گوشامو محکم گرفتم تا نشنوم ناشنیدنی ها رو ...
دیگر شریکی برای بودنم نیست ...
پ.ن : خدایا فرصت زندگی کردن رو از من نگیر ...
نوشته شده در Thu 13 Nov 2008ساعت 9 PM توسط نیمهی پنهان|
|
پروانه ی من در تاری اسیر است که ,
عنکبوتش سیر است ...
نه می تواند پرواز کند و نه بمیرد ...
پ.ن: بغض آسمون ترکید ولی بغض من نه ...؟!
نوشته شده در Fri 31 Oct 2008ساعت 11 AM توسط نیمهی پنهان|
|

