مهربانم , تنها ترینم ! ...
بگذار این نشانه را , این سکوت عاشقانه را , این شبانه ی عارفانه را ...
را تا به آخر از بر بخوانم ...
بگذار ...
پ.ن : میخواستم ...ولی دلم شکست ...
نوشته شده در Sun 5 Oct 2008ساعت 0 AM توسط نیمهی پنهان|
|
آن شب ...
او همان نیمه پنهان ام شد ...
و من برای او ...!؟
نمیدانم ...
نوشته شده در Tue 23 Sep 2008ساعت 0 AM توسط نیمهی پنهان|
|

