اینقدر به دنبال نشانه و حادثه بودم ,
که وقتی حادثه زندگی از کنارم عبور کرد ,
آن را ندیدم ...
نوشته شده در Fri 20 Jun 2008ساعت 0 AM توسط نیمهی پنهان|
|
من باردار شدم ...
باردار یک تنهائی ناخواسته ,
باید منتظر ماند ...
نوشته شده در Sat 7 Jun 2008ساعت 12 PM توسط نیمهی پنهان|
|
امروز , آسمان به چشمان خیسم حسودی کرد ...
امروز ...
من خیلی بزرگ شدما !؟...
نوشته شده در Mon 26 May 2008ساعت 11 PM توسط نیمهی پنهان|
|

