همان حکایت همیشگی ...
عشق ستاره ای سوخته بیش نیست ,
و تردیدی جز رفتن ...
در راهی بی پایان ...
تا با نگاهش برهنه شوی ...
تا همچنان اسیر گناهش بمانی
به همین سادگی ...
نوشته شده در Sat 8 Mar 2008ساعت 8 PM توسط نیمهی پنهان|
|
کاش بودنت معجزهای باشد تا کابوسهای شبانهام را انکار کند
عشق ستاره ای سوخته بیش نیست ,
و تردیدی جز رفتن ...
در راهی بی پایان ...
تا با نگاهش برهنه شوی ...
تا همچنان اسیر گناهش بمانی
به همین سادگی ...