برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافیست ...
لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی ...
پرهایش را بزن !
خاطره ی پریدن با او کاری میکند که خودش را به اعماق دره ها پرت می کند ...
نوشته شده در Fri 16 Nov 2007ساعت 10 PM توسط نیمهی پنهان|
|
می دانم ...
تو از نهایت بودن من می گریزی
و من ...
از نبودن ناگزیر تو ...
پ.ن : D.T. ....
نوشته شده در Tue 6 Nov 2007ساعت 2 PM توسط نیمهی پنهان|
|

