آرومتر از همیشه , مثل آرامش قبل از توفان ...
نه غمگین و نه شاد , مثل هوای ابری بهاری که با یه تلنگر می باره ...
سکوتم , مثل تنهائی ستاره آسمانم ...
سرگردان , مثل آرزوها و امید هائی که تو زندگیم گم شده اند ...
پ.ن : امشب از خدا هیچی نخواستم , نمیدونم چرا خودمو لایق آرزوهام ندونستم ...
نوشته شده در Fri 28 Jul 2006ساعت 1 AM توسط نیمهی پنهان|
|

